X
تبلیغات
رایتل

تنها
 
تنها تمام وجودم

 

 

 

 

دیونه خونه

.

در دیوانه خانه ای  که من زندگی میکنم بعضی ، بعضی دیگر را به بی انصافی متهم میکنند

.

و در دادگاهی که قاضی و دادستان و هیئت منصفه و وکیل مدافعش همه از خودمان هستند

 بی انصاف ها  را به اشد مجازات محکوم می کنند

.

در دیوانه خانه ای که من زندگی میکنم  از همه رقم جنس و همه  تخصصی بین مان هست

 

دیوانه گانی که بیشتر از مدعیان عقل می فهمند

.

دیوانه گانی که چماق می کشند  و دیگران را به  قتل دیگری تشویق میکنند  ودوستان دیوانه اش  برایشان هورا می کشند

.

دیوانگانی چون منگول های زعفرانی الت دست دیوانه گانی  چماق دارند

.

دیوانگانی که وقتی با عشقشان قهر میکنند دنبال محلل می گردند

.

 

دیوانه گانی که حرف های لاتی و زیر شکمی  خود را شعر می نامند و نازیده می شوند و زیبا خوانده می شوند

 

 

 

دیونه خونه

.

در دیوانه خانه ای  که من زندگی میکنم بعضی ، بعضی دیگر را به بی انصافی متهم میکنند

.

و در دادگاهی که قاضی و دادستان و هیئت منصفه و وکیل مدافعش همه از خودمان هستند

 بی انصاف ها  را به اشد مجازات محکوم می کنند

.

در دیوانه خانه ای که من زندگی میکنم  از همه رقم جنس و همه  تخصصی بین مان هست

 

دیوانه گانی که بیشتر از مدعیان عقل می فهمند

.

دیوانه گانی که چماق می کشند  و دیگران را به  قتل دیگری تشویق میکنند  ودوستان دیوانه اش  برایشان هورا می کشند

.

دیوانگانی چون منگول های زعفرانی الت دست دیوانه گانی  چماق دارند

.

دیوانگانی که وقتی با عشقشان قهر میکنند دنبال محلل می گردند

.

 

دیوانه گانی که حرف های لاتی و زیر شکمی  خود را شعر می نامند و نازیده می شوند و زیبا خوانده می شوند

.

دیوانه گانی که می فحشند و می توهینند و نعره می کشند و قدر می بینند

.

 

دیوانگانی که وقتی با یک بالش و یک پتو تنها میشوند عاشق میشوند

 

دیوانه گانی که فقط می طنزند و می خندند و احساسی ندارند

 

دیوانه گانی که در  یک دست بطری عرق خود را به رخ میکشند و با  دستی دیگر

 سینه میزنند و قرآن میخوانند

.

دیوانه گانی که بی آزارند ، آدم نمی کشند ، فقط احساس می کشند

 

 

دیوانه گانی که قلبی عاشق دارند و دلی مهربان

.

دیوانه گانی چون من خسته اند از این مردمان

.

 

من حتی حالا که مجنون رسمی هستم عادت ندارم که شما را سر کار بذارم

بروم سر اصل مطلب

.

وقتی این همه دیوانه داریم  چرا قاضی نداشته باشیم ؟

.

وقتی بیگناه داریم  مدعی العموم نداشته باشیم ؟

.

هر آنچه در بیرون وجود دارد در این آسایشگاه روانی که من درش زندگی میکنم

هم هست

.

منتها کمی شیرین تر و ملیح تر و با نمک تر و حرفه ای تر

.

فقط فرق ما با بیرون اینه که ما نمیتوانیم به خودمان آسیب برسانیم

 

ولی میتوانیم دوستانمان را بتحقیریم

.

در اینجا به تقلید از جهان مدرن اعدام نداریم

 

ولی تا دلتون بخواد  روح  آتیش میزنیم

.

با دو دست چنان بر سر متهم میزنیم تا صدای گردو شکستن بدهد

 

ضربه ای که حتی از صندلی الکتریکی و اتاق گاز و رگ زدن هم درد ناک تر هست

.

بگذریم .......... ا

.

چندی قبل در دیوانه خانه ای که من زندگی می کنم

 

 مرا به دادگاه بردند و به اتهام بی انصافی و عقده ای بودن و عذاب آور بودن محاکمه شدم

.

دستشان درد نکند که با تشکیل این دادگاه و محکوم کردنم مرا از یکنواختی

این خونه بیرون آوردند

 

کلی کیف کردم

.

دست قاضی دادگاه ( وجدان شاکی )هم درد نکند  که دستور داد در فاصله تنفس دادگاه با

 

کامنت های تگری همراه با شکلک پرتقالی از ناظران و تماشا چیان پذیرایی شود

.

فقط جای هیئت منصفه خالی بود

.

در دیوانه خانه ای  که من زندگی میکنم خانواده هم با چایی و  شیرینی به ملاقاتی می آیند

از دیوانگی ها یم می پرسند

.

 میگویم اسرار دار المجانین چه به درد شما می خوره ؟

 

.

محدودیت صفحه بلاگ اجازه نمیده تا مخ تان را توی فرغون بزارم

 

و دور آسایشگاه روانی ام  بگردونمتان و بیشتر بگویم

.

همین اندازه بدانید که من به جرم بی انصافی و عقده ای بودن به اشد مجازات  محکوم شدم

.

و خوشبختانه در میانه مجازات خود شاکی که دلی پاک و قلبی مهربان دارد به دادم رسید

 

و با امداد گری و پرستاری و با آرام بخش قوی شاکی و متشاکی و مدعی العموم و هیئت

 

منصفه  فرضی را خواباند

.

طوری که صبح فقط از دیوانه بودن خود میدانستم و دیگر هیچ نمیدانستم

.

این شعر را قبلا به دوست هنرمند نقاش ام

 سفارش داده بودم که گویا هنوز مشغول ترسیم آن است

.

.

توی مغزم را بکش نقاش ، من دیوانه ام ثبت کن اما مراقب باش ، من دیوانه ام خیلی وقته گریه را با خنده قاطی میکنم مغز من زنجیریه حرفاش، من دیوانه ام دور مغزم یک حصار سخت فولادی بکش تا نیاید تو هر کی با کفشاش ، من دیوانه ام توی مغزم شربت خواب فراموشی بریز تا بخوابه پا نشه از جاش ، من دیوانه ام توی مغزم یک پرنده ، نه نه ، دوتا ماهی بکش در بدر ، درمونده، آش و لاش ، من دیوانه ام دست کم ده بار ، یا صد بار ، یا ... عاشق شدم نرگس و نیلوفر و مهتاش ..... من دیوانه ام لطف کن توی سرم ساز ، قناری هم بکش ریتم شاد ، نیش ناناش ناش ناش ، من دیوانه ام دست آخر میله و زندون و زندونی بکش عاقلم کن ، گرچه از فرداش من دیوانه ام

 

.

.

 

تقدیم شما

.

.

بشنوید

.

سه شنبه 22 آذر ماه سال 1390

چی بنویسم ؟

نوشته شده توسط iraj در ساعت 11:03 PM

 

 

عکس رو عوض کردم

عکس اصلی در لینک بلاگ هست
.
آخه شما بگین من چی بنویسم ؟؟

هاااااان ؟

Islamic cleric bans women from touching

bananas, cucumbers for sexual resemblance

.

CAIRO: An Islamic cleric residing in Europe said that women should not be close to bananas or cucumbers, in order to avoid any “sexual thoughts.”

The unnamed sheikh, who was featured in an article on el-Senousa news, was quoted saying that if women wish to eat these food items, a third party, preferably a male related to them such as their a father or husband, should cut the items into small pieces and serve.

He said that these fruits and vegetables “resemble the male penis” and hence could arouse women or “make them think of sex.” Bikyamasr.com cannot independently verify the accuracy of the news item at time of writing.

He also added carrots and zucchini to the list of forbidden foods for women.

The sheikh was asked how to “control” women when they are out shopping for groceries and if holding these items at the market would be bad for them. The cleric answered saying this matter is between them and God.

Answering another question about what to do if women in the family like these foods, the sheikh advised the interviewer to take the food and cut it for them in a hidden place so they cannot see it.

The opinion has stirred a storm of irony and denouncement among Muslims online, with hundreds of comments mocking the cler

منبع اینجا

لینک منبع با پروکسی باز میشه



.

تقدیم شما

عجب رسمیه رسم زمونه

.

بشنوید  

 



نوشته شده در تاریخ 1390/09/28 توسط رضا
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک