X
تبلیغات
زولا

تنها
 
تنها تمام وجودم
به درک راه نـبردیم به اکــسیژن آب
برق از پولک ما رفــت که رفــت
ولی آن نور درشــت ، عکس آن میخک قرمز در آب
چشــم ما بود ، روزنی بود به اقــرار بهشـــت
تو اگــر در تپـش باغ خــدا را دیــدی ، همــت کـن
و بــگو ماهی ها ، حوضشــان بـــی آب اســـت................ 
 


نوشته شده در تاریخ 1390/10/09 توسط رضا
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک