X
تبلیغات
رایتل

تنها
 
تنها تمام وجودم

خاطرات یک معتاد زیاد خواه سابق و یک انسان سالم قناعت پیشه امروز
من تقریبا33سالم بود ودارای همسر و یک پسر بودم ،چند سالی بود که در این شغل جدیدم مشغول به کار بودم به قول معروف نان آور خانه و خانواده بودم.محیط کارگری بود و در اینگونه محیط ها امکان هرگونه اتفاقاتی وجود داشته و دارد همچنین امکان هرگونه انحرافی.

آروم آروم تو جمع کارگرها هنگام ساعت ناهاری و استراحت سرک میکشیدم.یکروز هنگام ناهاری رفتم پیش اونها آخه ما کارمند بودیم و محیط ما با محیط استراحت آنان جدا بود..من خیلی با اینها خودمانی شده بودم و آنهم به خاطر این بود که بچه بسیار مهربان و پر احساسی بودم،یادم نماید دست رد به سینه کسی زده باشم و هرگز به کسی نه گفته باشم .

کرور و کرو رمعرفت و مرام بود که از من میجوشید و یرریز میشد..

بقیه کارمندها به من اعتراض میکردند که چرا قاطی این بچهها میشوم و با آنها برمیخورم و لی کو گوش شنوا؟

استدلالم هم این بود که گناه دارند کارگرند و باید تحویلشان گرفت(البته این موضوعی که میخواهم تعریف کنم هیچ ربطی به مقام شامخ و زحمتکش کارگران دارد و صرفا براساس زیاده خواهی من و بی توجه ایم در انتخاب رفیق بود...اصلا نه رفیق کلا خودم مقصر بودم چون توه اون کارگرها رفیق خوب هم داشتم.یکروز هنگاه ساعت ناهاری رفتم به قسمت آنها دیدم کیومرث که جوانی کارگر بود دارد چیزی استفا میکند گفتم این چیه ؟گفت شیشه!من با تعجب پرسیدم مواده ؟گفت نه بابا مواد کجاست این یک مواد نیروزاست که فقط توان جسمی و جنسی آدم را افزایش میدهد و تو میتوانی حسابی کس کنی.برق از چشمایم پرید و حس کردم اونهم این برق را در چشمان من دید!گفت میزنی؟گفتم :بدم نمیاد امتحان کنم ،رفتم نشتم کنارش و اولین پک را زدم..اوه...انگاری روی ابرها پرواز میکردم چه حس قشنگی بهم داده بودچقدر نئشگی زیبائی داشت،همه غم و قصه هایم را فراموش کردم و فقط و فقط به زیر کمر فکر میکردم و به سکس.اون رو ز و شب گذشت بهترین لذت را در طول عمرم برده بودم ولی نمیدونم چرا زیاد هم ترسیده بودم و قسم خوردم که دیگر سراغ اون دوستم نرم...آرام آرام هرچه که به هنگام ظهر نزدیک میشدم حس عجیبی تمام بدنم را فراگرفته بود و فقط خدا خدا میکردم تا ظهر هنگام ناهاری شود تا بازهم یکسری به دوستم بزنم و باز همانطور شد که حدس میزدم...چند روز اول مجانی بود و بعدازآن دوستم گفت باید ماله تیله بدی چون یه گرمش 400هزر تومان است و من نمیتوانم هم تورا نئشه کنم و هم خودم را!شروع شد..دوره دربدر یو بدبختی .از محل کارم اخراج شدم هرچه که داشتم از دستم دادم .اینکه میگویم همه چیز را از دست دادم منظورخانه و ماشین نیست نه همه خصوصیات انسانیم را از دست دادم و تبدیل شده بودم به یک حیوان کثیف که جز شیشه و نئشگی و سکس و کثافتکاری کار دیگری بلد نبودم ...من که روزگاری معتمد محل بودم تبدیل شدم به دروغگو ترین و پست فطرت ترین فردیکه خودم دیده بودم.با هردوز و کلکی که بود بازگشتم به کارم ولی اون آدم قبلی نبودم...یک شیشه ای تمام عیار ،سرم را کرده بودم زیر برف و فکر میکردم کسشی متوجه نیست درحالیکه متلک بود که بارم میکردند و من اما مانند یک دیوارهیچ چیز را نمیفهمیدم و همه اندیشه ام شده بود شیشه و شیشه و شیشه ..هرور زمصرفم میرفت بالا چون مقدار قبلی دیگر نئشم نمیکرد ومجبور بودم مقدار مصرف را ببرم بالا.ازشانس منهم هرروز ارزونتر میشد ودیگر مانند سیگار همه خلافکارها هم داشتند و میفروختند و به وفور یافت میشد.سال89بود روزی 3گرم مصرف میکردم ولی هیچ اثری از آن نئشگی روزهای اول نبود..خیلی درد   

خاطرات یک معتاد زیاد خواه سابق و یک انسان سالم قناعت پیشه امروز
من تقریبا33سالم بود ودارای همسر و یک پسر بودم ،چند سالی بود که در این شغل جدیدم مشغول به کار بودم به قول معروف نان آور خانه و خانواده بودم.محیط کارگری بود و در اینگونه محیط ها امکان هرگونه اتفاقاتی وجود داشته و دارد همچنین امکان هرگونه انحرافی.

آروم آروم تو جمع کارگرها هنگام ساعت ناهاری و استراحت سرک میکشیدم.یکروز هنگام ناهاری رفتم پیش اونها آخه ما کارمند بودیم و محیط ما با محیط استراحت آنان جدا بود..من خیلی با اینها خودمانی شده بودم و آنهم به خاطر این بود که بچه بسیار مهربان و پر احساسی بودم،یادم نماید دست رد به سینه کسی زده باشم و هرگز به کسی نه گفته باشم .

کرور و کرو رمعرفت و مرام بود که از من میجوشید و یرریز میشد..

بقیه کارمندها به من اعتراض میکردند که چرا قاطی این بچهها میشوم و با آنها برمیخورم و لی کو گوش شنوا؟

استدلالم هم این بود که گناه دارند کارگرند و باید تحویلشان گرفت(البته این موضوعی که میخواهم تعریف کنم هیچ ربطی به مقام شامخ و زحمتکش کارگران دارد و صرفا براساس زیاده خواهی من و بی توجه ایم در انتخاب رفیق بود...اصلا نه رفیق کلا خودم مقصر بودم چون توه اون کارگرها رفیق خوب هم داشتم.یکروز هنگاه ساعت ناهاری رفتم به قسمت آنها دیدم کیومرث که جوانی کارگر بود دارد چیزی استفا میکند گفتم این چیه ؟گفت شیشه!من با تعجب پرسیدم مواده ؟گفت نه بابا مواد کجاست این یک مواد نیروزاست که فقط توان جسمی و جنسی آدم را افزایش میدهد و تو میتوانی حسابی کس کنی.برق از چشمایم پرید و حس کردم اونهم این برق را در چشمان من دید!گفت میزنی؟گفتم :بدم نمیاد امتحان کنم ،رفتم نشتم کنارش و اولین پک را زدم..اوه...انگاری روی ابرها پرواز میکردم چه حس قشنگی بهم داده بودچقدر نئشگی زیبائی داشت،همه غم و قصه هایم را فراموش کردم و فقط و فقط به زیر کمر فکر میکردم و به سکس.اون رو ز و شب گذشت بهترین لذت را در طول عمرم برده بودم ولی نمیدونم چرا زیاد هم ترسیده بودم و قسم خوردم که دیگر سراغ اون دوستم نرم...آرام آرام هرچه که به هنگام ظهر نزدیک میشدم حس عجیبی تمام بدنم را فراگرفته بود و فقط خدا خدا میکردم تا ظهر هنگام ناهاری شود تا بازهم یکسری به دوستم بزنم و باز همانطور شد که حدس میزدم...چند روز اول مجانی بود و بعدازآن دوستم گفت باید ماله تیله بدی چون یه گرمش 400هزر تومان است و من نمیتوانم هم تورا نئشه کنم و هم خودم را!شروع شد..دوره دربدر یو بدبختی .از محل کارم اخراج شدم هرچه که داشتم از دستم دادم .اینکه میگویم همه چیز را از دست دادم منظورخانه و ماشین نیست نه همه خصوصیات انسانیم را از دست دادم و تبدیل شده بودم به یک حیوان کثیف که جز شیشه و نئشگی و سکس و کثافتکاری کار دیگری بلد نبودم ...من که روزگاری معتمد محل بودم تبدیل شدم به دروغگو ترین و پست فطرت ترین فردیکه خودم دیده بودم.با هردوز و کلکی که بود بازگشتم به کارم ولی اون آدم قبلی نبودم...یک شیشه ای تمام عیار ،سرم را کرده بودم زیر برف و فکر میکردم کسشی متوجه نیست درحالیکه متلک بود که بارم میکردند و من اما مانند یک دیوارهیچ چیز را نمیفهمیدم و همه اندیشه ام شده بود شیشه و شیشه و شیشه ..هرور زمصرفم میرفت بالا چون مقدار قبلی دیگر نئشم نمیکرد ومجبور بودم مقدار مصرف را ببرم بالا.ازشانس منهم هرروز ارزونتر میشد ودیگر مانند سیگار همه خلافکارها هم داشتند و میفروختند و به وفور یافت میشد.سال89بود روزی 3گرم مصرف میکردم ولی هیچ اثری از آن نئشگی روزهای اول نبود..خیلی درد میکشیدم.دردمن با دردهای معتادین به موادهای سنتی فرق میکرد زیرا آنها درد بدن داشتند و من درد روح،تبدیل شده بوده به یک انسان بی روح و خاصیت که هیچچیز از انسانیت و درک انسانی نمیدانستم...خدایا با خودم چیکار کردم..؟توالت پارکها و مساجد شده بود جایگاه من و روزی چندین بار از دست مردم کتک میخوردم و ازاینگونه مکانها با کتک می انداختند بیرون حالا جای شکرش باقی بود که در محل کار یا محل زندگیم اینکار را نمیکردم وهمیشه بیرون از محل این کار را میکردم.یک شب همسیرم به من گفت من باردار هستم ..مثل اینکه دنیا توسرم خراب شد !گفتم خدایا فردا این دختر دنیا بیاید و بزرگ شود دررابطه با من چه فکر خواهد کرد و چقدر غصه خواهد خورد؟تصمیم را گرفتم رفتم پیش همسرم و همه چیز را گفتم ،اینکه من معتاد شده ام اینکه همه چیز را به باد داده ام ،اینکه همش داشتم برایش فیلم بازی میکردم ،اینکه تبدیل به یک حیوان شده بودم که جز شیشه هیچ فکر دیگری ندارم..

همسرم باور نمیکرد (چون بچه شهرستان بود و خیلی ساده و مظلوم و از این چیزها تابحال در اطرافش ندیده بود که متوجه شود)گریه کردم ،خواهش کردم که مرا نزد پزشک ببرد چون خودم میترسیدم به همه شک داشتم فکر میکردم همه دنبال کشتن و نابودی من هستند..ببینید دیگر شیشه با یک ورزشکار حرفه ای کرده بود؟با همسرم رفتیم سراغ یک پزشک اعصاب و روان همه چیز را گفتم خیلی با من و همسرم صحبت کرد خیلی من ر ا راهنمائی کرد این نزد دکتر رفتن دوسال ادامه داشت ..خدایا شکرت که الان حدود5سال است که پاک پاکم و به یمن قدم دختر خوشگلم برگشتم به زندگی..ولی این را یاد گرفتم که هیچگاه زیاده خواه و خودخواه نباشم چون این اعتیاد من صرفا بخاطر زیاده خواهی و خودخواهی گریبانم را گرفت بود....تورا بخدا مواظب خودتان ،خانواده هایتان و همسران تان باشید آدمی نمیداند چه زمانی معتاد خواهد شد در چشبهم زدنی دخل آدمی را در می آورد و تمامت میکند..باهم باشین و بهم کمک کنین..
این فقط یک پیام انسان دوستانه هست و بس!
*******************************
از قدیم شنیده ایم عقل سالم در بدن سالم است!؟
شما قطعا با یک فرد بیمار در طول زندگیتان برخورد کرده اید و قطعا خودتان نیز برای یکبار بیمار شده اید مثلا همان سرماخوردگی معمولی،بیماری رمق و توان را از آدمی سلب کرده و هرگونه فعالیت جسمی معمولی را مشکل ساز میکند واگر بعد روحی و عصبی آن را نیز مد نظر بگیریم آدمی را بی حوصله ،مضطرب،پریشان و آشفته نیز میکند که قدرت تفکر و اندیشیدن را بستگی به نوع بیماری فرد از آدمی سلب میکند.
اعتیاد هم یک بیماری ولی بیماری میباشد که خود خواسته است و حاصل زیاده خواهی های انسان میباشد!
حتما می پرسید چرا زیاده خواهی ؟!؟!؟
ما میخواهیم با هم بدون رودربایستی و فارق از هرگونه تعارفات روزمره صحبت کنیم،اگر از اکثریت قریب به اتفاق افراد معتاد سئوال کنیم که چرا به اعتیاد کشیده شده اند حتما به این نکته اشاره خواهند کرد که در یک رابطه جنسی و به علت عدم توانائی جنسی و به پیشنهاد دوستان دست به استفاده از مواد مخدر زده اند تا به قول معروف توان جنسی آنان افزایش یابد تا بتوانند از سکس لذت زیادی ببرند و آرام آرام با مصرف تفریحی مواد مخدر دچار اعتیاد شدیدی ه اند که آن توان طبیعی و معمولی زمانیکه اعتیاد نداشته اند را هم از دست داده اند.
این سرنوشت اکثر کسانیست که بخاطر افزایش توان جنسی رو به مصرف مواد مخدر می آورند و درصدی نیز برای افزایش توان جسمی و فعالیتهای فکری که گاها بصورت غلط تبلیغات می شود که مثلا اگر شب امتحان مواد استفاده کنید بیشتر بیدار میمانید و بهتر درس میخوانید ویا یک ورزشکار را اغفال میکنند که اگر کمی مصرف کنی توان جسمیت بالا خواهد رفت و همه این عوامل دست به دست هم میدهد تا فرد از یک مصرف کننده تفریحی به دائمی تغییر ماهیت دهد ،همچنین بانوان و دخترانیکه در آرایشگاهها یا در جلسات دوستانه خود به منظور لاغری و مانکن شدند درگیر اینگونه مواد های مخدر میشوند ،البته با این بانوان و دختران نمیگویند که مواد مخدر است میگویند که داروی لاغریست وعده ای هم این چنین درگیر اعتیاد میشوند.
اما نکته ای که موجود میباشد این است که همه این توصیه های دوستانه چیزی جز فریب و دغل کاری بیش نیست که فرد را به سیاه چاله ای مرگبار رهنمون می شود.
یکی از مهم ترین موادهای مخدر که در حال حاضر گریبان جامعه خصوصا افراد متاهل ،چه زن چه مرد و همچنین جوانان را گرفته است موادی بنام شیشه میباشد که فرد با همان استفاده اول بدان دچار و معتاد خواهد شد و علت این اعتیاد و گرایش درهمان جلسه اول نئشگی بسیار بالا و حس بسیار شیرینی است که در اولین مرتبه به آدمی دست میدهد و پس از مصرف اول چه بخواهی و چه نخواهی باز سراغ آن خواهی رفت و این به معنی نابودی تو،خانواده ات و تباه شدن خودت و خانواده ات میباشد واعتیاد بسیار سنگینی است که ترک آن به همان اندازه که نئشگی و لذت آن بالا بود نیز سخت و دشوار و گاه ناممکن خواهد بود و اگر هم ترک شود پس لرزه های بسیار مخربی دارد که تا پایان عمر با فرد دست به گریبان خواهد بود وبرای همیشه زندگی تورا تحت الشعاع قرار خواهد داد.
برای شناخت شیشه ،نشانه های مصرف آن ،خماری آن ،وبیماریهائیکه با آن دست به گریبان خواهید شد بهتر است مطالب زیر را خوب مطالعه کنید تا با این ماده وحشتناک بهتر و بیشتر آشنا شوید تا بتوانید با آن و اینکه با آن مواجه و رودرو شوید چه کاری باید بکنید بیشتر آشنا شوید .قبلا از اینکه با شیشه آشنا شویم ابتدا چند پیام برایتان میگذارم وهمچنین علائم کسیکه آن را مصرف کرده است واینکه چگونه با این مواد و مصرف کننده آن برخورد کنیم.
تب بالای شیشه سریعا به عرق شرمساری تبدیل خواهد شد.
مصرف شیشه یعنی از دست دادن ارزشهای اخلاقی وگرفتار شده در پست ترین و رذل ترین خصوصیات اخلاقی.
از جمعی که در آن شیشه مصرف میشود فرار کنید، از دوستی که شیشه مصرف میکند فرار کنید.
احتمال اعتیاد شما به شیشه بسیار بالاست حتی اگر از آن تنفر داشته باشید زیرا اعتیاد به شیشه را اعتیادی مسری میدانند.
علائم کسیکه شیشه مصرف کرده است :
شخصی که مواد شیشه مصرف میکند بسیار عرق میکند به حدیکه فکر میکنید پارچ آب را برسرش خالی کرده اند.
فردیکه شیشه مصرف کرده است بسیار پر حرف و وراج میشود و تقریبا حرفهای عجیب و غریب و سخن از توانائیهای بسیار بالای خود میزند،حالت چشم بصورت بسیار روشنی تغییر میکند و رنگ صورت به سفیدی میزند،شخص دارای عواطف بسیار فلیان کرده ای میشود که بصورتیکه در هر حالت روحی که قرار داشته و آن را استفاده کرده باشد آن روحیه شدیدا افزایش می یابد مثلا اگر در ناراحتی مصرف کرده باشد بسیار ناراحت واگر در شادی مصرف کرده باشد بسیار شاد وبشاش خواهد بود ومهم ترین بارزیه اخلاقی پس از مصرف آن مهربانی بیش از اندازه فرد و تمایل به جنس مخالف و سکس در او بیداد میکند و با جنس مخالف خود بسیار مهربانانه رفتار میکند وهمین یک نکته بهترین شناسه برای متوجه شدن همسران دررابطه با مصرف شیشه توسط شریک زندگیشان میباشد.فردیکه شیشه مصرف کرده است دائما با لب و لوچه خود بازی میکند ،بیخوابی بسیار شدیدی گریبانگیرش میشود به حدیکه که گاها از یکروز تا چهارشبانه روز بیدار میماند ،توان جسمی مصرف کننده به صورت چشمگیر و غیر قابل باوری افزایش می یابد،فرد بیش از اندازه مایعات و آب مصرف میکند،فرد بیش از اندازه سیگار روشن میکند وتقریبا پشت سرهم سیگارروشن میکند،فرد شدیدا اشتهای خود را از دست میدهد و فقط خود را با مایعات ، آب و چای و سیگار سرگرم میکند ،در هنگام نزدیکی جنسی رفتارهای بسیار خشن از خود بروز میدهد و طول زمان رابطه جنسی فرد مصرف کننده بصورت غیرقابل باوری افزایش یافته و گاها چنان شدید میشود که پس از چندین ساعت سکس ارضا نمیشود و با جنس مخالف خود به مانند یک شکاررفتار کرده و تنها به سکس می اندیشد واز هرگونه عشق و عاطفه خالی میباشد.
واما از علائم زمان خماری فرد مصرف کننده :
فردشیشه ای در زمان خماری بسیار خواب آلود و بی حوصله شده و تحمل حضور هیچکس را ندارد حتی کسی را که در زمان نئشگی بصورت مبالغه آمیزی عشق ورزی میکرده ،فرد دچار تنفس نا منظم شده ،هیچگونه علاقه ای به رابطه جنسی برخلاف زمان مصرف شیشه ندارد بلکه حالتی از تنفر نیز در وی ایجاد میشود.طول زمان خواب فرد شیشه ای از یکروز تا دو وسه روز افزایش می یابد.
فرد شدیدا غمگین و افسرده میشود و دائما به یک نقطه نامعلوم چشم میدوزد و فقط جسم آن در آن مکان است و روح آلوده اش معلوم نیست در چه عالم و فضائی سیر میکند.
از علائم مشترک درزمان مصرف و خماری این است که فرد بسیار بی نظم و شلخته و بسیار نامرتب شده و کاملا به سرو وضع خود بی توجه میشود،بسیار دروغ میگوید و بلف زدن یکی از کارهای وی میشود،بسیار بدقول بی مسئولیت میشود و امکان دست زدن به هرگونه عمل شنیع و فاجعه باری را دارد و باید منتظر بروز هرگونه جنایت و مصیبتی از سوی آنان بود و به هیچ عنوان قابل اعتماد نیستند.
فرد معتاد در کمترین زمان ممکن دیگر آن توانائی هائی را که در روزهای اول مصرف داشت را از دست میدهد و شیشه جذابیت خود را از دست میدهد و فقط اعتیاد و عوارض آن باقی می ماند.فرد شدیدا افسرده و غمگین میشود و کم کم از حضور در جمع خودداری میکند و دچار شک و بدبینی بسیار بدی میشود که در موارد بالا دیده شده است که مرتکب جنایات بسیار دلخراشی شده اند که از هیچ انسان قسی القلبی امکان پذیر نیست و این از عوارض نابود کننده شیشه میباشد که قدرت تفکر و اندیشیدن را از فرد مبتلا میگیرد.
با دیدن هرگونه فندک (خصوصا اتمی)،انواع لامپ یخچالی و هرگونه لوله شیشه ای یا زرورق ،گوش پاکن و موادی همانند نمک یا شکر بر تردید و شک خود بیفزائید.

چگونه با فرد معتاد به شیشه برخورد کنیم :
اگر خدای ناکرده در نزدیکان شما و یا در خانواده شما با افرادی با این علائم برخورد کردید سعی ننمائید که وی را سرزنش و شماتت کنید وتا جائیکه میتوانید با رفتار خود به او القاء نمائید که بهترین تکیه گاه او هستید و او میتواند به شما اعتماد کرده و تکیه کند.از افشا کردن این رفتار وی خودداری نموده و با سعه صدر با وی برخورد کنید وهرگز دست به درمان فردی نزنید و از متخصصین این امر و از پزشکان مجرب استفاده نمائید و مشورت کنید زیرا اعتیاد به شیشه با تریاک و شیره و هروئین بسیار فرق ماهیتی دارد زیرا مواد سنتی جسم را میخورد و شیشه اندیشیدن و مغز را،پس بدون مشورت پزشکان متخصص و اعصاب و روان هیچ اقدامی نکنید.
واما شیشه چیست و چه تخریبی به همراه خود دارد :
بهتر است بصورت خلاصه اشاره ای به نحوه کار مغز و سیستم اعصاب مرکزی داشته باشیم.


در سیستم اعصاب مرکزی، سلولها یا رشته های عصبی بصورت مستقم به هم متصل نیستند. بلکه بین انتهای سلول قبلی با ابتدای سلول بعدی فضای بسیار کوچکی وجود دارد که به این فضا در اصطلاح پزشکی سیناپس می گویند.


برای اینکه یک سلول عصبی بتواند پیامی را به سلول دیگر انتقال دهد باید از انتهای خود ماده ای به داخل این فضای کوچک ترشح کند.( به این ماده در اصطلاح پزشکی نوروترنسمیتر می گویند) این ماده بر روی گیرندهایی که در ابتدای سلول بعدی قرار دارند می نشیند و به این ترتیب پیام منتقل می شود. در سیستم عصبی نوروترنسمیترهای زیادی وجود دارند که ترشح هرکدام منجر به علایم خاصی می شود.


دوپامین و سروتونین دو نوروترنسمیتری عمده ای هستند که سوء مصرف شیشه یا مواد محرک باعث افزایش ترشح آنها در مغز می گردد و اختلال در نسبت ترشح آنها در ایجاد بیماری هایی مانند افسردگی یا دوقطبی نقش اساسی را بازی می کند.
شکل ظاهری شیشه :
شیشه ای که در حال حاضر در بازار قاچاق مواد محرک ایران وجود دارد بیشتر بصورت کریستال های ریز ( مانند شکر) است که در تکه های کوچک یک لوله پلاستیکی ( نی نوشابه) جاسازی شده و سر و ته آن بسته می شود. این ماده به شکل های دیگری از جمله بلور های شفاف و تیز و.... نیز عرض می شود.


قاچاقچیان مواد با این شعار که: شیشه حاوی مورفین نیست پس اعتیاد آور نیست مصرف آنرا تبلیغ می کنند و متاسفانه بسیاری از افراد ناآگاه خواسته یا ناخواسته در دام این ماده محرک گرفتار می شوند.


واقعیت اینست که شیشه یک ماده محرک بسیار اعتیاد آور است بطوریکه در بسیاری از مقالات پزشکی قدرت اعتیاد زایی آنرا بیشتر از مواد محرکی مانند کوکائین می دانند.


بخاطر داشته باشیم که در حال حاضر درمان اعتیاد به شیشه و مواد محرک مشکل ترین درمان در زمینه درمان سوء مصرف مواد است.


این ماده به چهار صورت کشیدنی، استفاده از طریق بینی، خوردنی یا تزریق ممکن است مورد سوء مصرف قرار گیرد. برای کشیدن آن از پایپی شیشه ای که مخصوص اینکار است، لامپ، چراغ خودرو و .... استفاده می کنند.


شیشه از ترکبات آمفتامین یا مت آمفتامین در آزمایشگاههای غیر قانونی ساخته می شود. قرص اکستاسی نیز از ترکیبات همین مواد است. شیشه در حقیقت هیدروکلراید مت آمفتامین است که علاوه بر شیشه به آن آیس یا کریستال هم گفته می شود. البته در استانهای شرقی کشور به کراک هم کریستال می گویند!


سوء مصرف شیشه ترشح دوپامین، سروتونین و نور اپی نفرین را در سیناپسهای عصبی در مغز به شدت افزاش می دهد و منجر به تحریک سلولهای مغز می شود. شخصی که به سوء مصرف شیشه روی می آورد در ابتدا علایم بسیار خوبی را تجربه می کند.


در ابتدا سوء مصرف شیشه باعث می شود که تجربه های لذت بخش با شدت بیشتری احساس شوند. فرضا اگر شما از شنیدن یک موسیقی لذت می برید و محو آن می شوید شخصی که ماده محرک استفاده کرده است بر روی نت های آن موسیقی پا می گذارد و همراه با آن به پرواز در می آید!!


قدرت تمرکز و اعتماد به نفس در چنین فردی به شدت بالا می رود، خطر را از خود دور می داند. ( به قول معروف دل و جراتش زیاد می شو د) حال تصور کنید چنین فردی در حال رانندگی چه وضعیتی خواهد داشت! بخاطر جرات زیاد فاصله ایمن را در نظر نمی گیرد. با سرعت زیاد از یک وجب جا سبقت گرفته، جاده را محیط خطرناکی برای خود و دیگران می کند! معمولا این افراد توسط پلیس دستگیر می شوند. اگر هم تصادف کنند تصادف های مرگباری خواهند داشت.


بسیار مهربان و صمیمی می شوند! خلاقیتشان زیاد می شود! شخصی که تا دیروز نمی توانست یک خط شعر حفظ کند شاعر می شود و شعر می گوید! بسیار دست و دلباز می شوند بطوریکه براحتی می توان از آنها پول یا چک گرفت! پس احتمال سوء استفاده مالی از این افراد وجود دارد!


در ابتدا حتی ممکن است وضعیت اقتصادی این افراد بهتر شود! این درست مانند آنست که بیمار وامی با بهره زیاد به خودش می دهد و احساس می کند ثروتمند شده است ولی وقتی این وام را پس می دهد بشدت فقیر و بی چیز می شود!


مصرف حتی مقدار کم شیشه منجر به بی خوابی می شود: شب تا صبح نمی خوابد دایم در حال عوض کردن کانال تلویزیون یا گوش کردن موسیقی است! بی قرار می شود و یک جا دوام نمی آورد! اشتها به شدت کاهش پیدا می کند! یکی از مواردی که اطرافیان به شخص مشکوک می شوند کاهش وزن شدید و کم خوابی است!


با مصرف زیاد؛ تنفس و ضربان قلب افزایش یافته، طپش قلب پیدا می کنند. فشار خون و دمای بدنشان بالا می رود و احساس گرما می کنند پس زیاد آب می خورند! ضربان قلب نامنظم می شود. بشدت تحریک پذیر و پرخاشگر می شوند و ممکن است دست به هر خشونتی بزنند. اضطراب، گیجی، لرزش اندامها، تشنج و در نهایت ایست قلبی و مرگ هم از دیگر عوارض سوء مصرف شیشه است.


سوء مصرف طولانی مدت شیشه منجر به ایجاد بدبینی شدید، خشونت، کاهش شدید حافظه، توهم های شنوایی و بینایی، سایکوز ( جنون آنی ) و بسیاری اختلالات عصبی دیگر و در نهایت مرگ می شود. اینها توهم های جالبی هم دارند! ممکن است رنگ ها را بشنوند و صداها را ببینند!


متاسفانه شیشه شخص را در وضعیتی قرار می دهد که تمایل به درمان ندارد و شاید این مصیبت بار ترین تاثیر شیشه بر مغز باشد که درمان و پیگیری این افراد را مشکل کرده است!


به علت ترشح زیاد نوروترنسمیتر ها، بعداز اندک زمانی انتهای اعصاب مغز تحلیل رفته و مغز نمی تواند روند طبیعی خود را داشته باشد و بیمار نه اینکه علایم خوبی تجربه نمی کند بلکه فقط بخاطر ترس از عوارض ترک شیشه که مربوط به کارکرد ضعیف مغز است اقدام به سوء مصرف آن می نماید!


بخاطر داشته باشیم که اعتیاد به مواد در هر نوع آن که باشد در ابتدا با تجربه های بسیار لذت بخشی همراه است بصورتی که شخص اعتقاد پیدا می کند که می تواند بصورت کنترل شده مواد را مورد سوء مصرف قرار داده و از تجربه های لذت بخش آن برخوردار شود! غافل از اینکه ثابت شده است که مصرف حتی مقدار کم مواد مخدر یا محرک ساختمان مغز و کارکرد آنرا بطور هم زمان تغییر می دهد که صحبت در مورد آن از حوصله این بحث خارج است.


همچنان که گفته شد در حال حاضر درمان مواد محرک از جمله شیشه از مشکل ترین درمان های سوء مصرف مواد است که توسط یک تیم مجرب صورت می گیرد. برای درمان، بر اساس مدت، مقدار، نوع و روش مصرف ممکن است فرد نیاز به درمان دارویی یا بصورت بستری و یا بصورت سرپایی داشته باشد. بعد از آن اختلالات روانپزشکی بیمار باید توسط روانپزشک آشنا به درمان سوء مصرف مواد مورد بررسی و درمان قرار گیرد و بدنبال آن یا هم زمان آموزش خانواده، آموزش مهارت های بهبودی اولیه و پیشگیری از بازگشت و رفتار درمانی انجام شود

نام علمی این ماده مخدر مت آمفتامین می باشد.این ماده محرک اعصاب است. مت آمفتامین گاهی اوقات توسط پزشکان برای بیماریهای خاص تجویز می شود که با تاثیر مستقیم بر مکانیسمهای مغز شادی و هیجان در فرد ایجاد می کند که این دارو را به دارویی به شدت اعتیاد آور تبدیل می کند. مصرف کننده ممکن است دچار حرکات تکراری شود. مت آمفتامین همچنین باعث اختلال شدید در خواب و یا بی خوابی کامل می شود. مصرف کننده دجار بی اشتهایی شدید شده و ساعتها و بعضا تا روزها اشتها به غذا ندارد ولو اینکه این ماده باعث تشنگی می شود و مصرف کننده مجبور است مقدار زیادی آب بنوشد.


نامهای رایج
متامفتامین نامهای رایج متفاوت و همچنین نحوه های متفاوت مصرف دارد. در ایالات متحده آمریکا این ماده به نامهای کریستال مت یخ(Crystal Meth ) Ice, Glass و نامهای دیگر شناسایی می شود.در ایران نیز با نام شیشه شناسایی می شود میزان ابتلاء به اعتیاد و مصرف مواد مخدر در ایران بالاست. با وجود اقدامات مختلف قانونی و نظامی برای کنترل مواد مخدر در ایران متاسفانه روند مصرف مواد مخدر در بین جوانان شیوع داشته بویژه افزایش مصرف مواد مخدر جدید از مشکلات فعلی می باشد که بهترین راه در مسیر مبارزه با این خطر، بالا بردن سطح آگاهی جامعه بویژه جوانان و حمایتهای صحیح خانوادگی است.


یکی از مواد مخدر خطرناک که اخیرا" بین جوانان شایع شده، شیشه است این ماده به عنوان محرک( نه مخدر) در مجالس رقص و مراکز فساد در کشورهای انگلیس و استرالیا بین جوانان رواج دارد.


ترکیبات
ترکیب اصلی این ماده از آمفتامین(Amphetamine ) گرفته شده که یک ماده محرک و اعتیاد آور است و مغز و سیستم عصبی را به شدت تحریک می کند و از نظر شیمیایی اثر آن از آمفتامین بیشتر است. این مواد در لابراتوارهای غیر قانونی ساخته می شود و اسامی خیابانی مثل: کریستال، یخ، Meth و شیشه دارند. این ماده توهم زایی و اثرات محرک را باهم ایجاد می کند.

خطرات بهداشتی
Methamphetamine وقتی وارد سیستم عصبی مرکزی CNS می شود، باعث آزاد شدن ناگهانی واسطه شیمیایی دوپامین ((Dopamine از مغز می شود که باعث تحریک سلولهای مغزی و افزایش خلق و خو و حالت تهاجمی و غیر قابل کنترل و افزایش حرکات جسمی می شود. که در صورت ادامه مصرف بعد از مدت طولانی علایم بدخلقی و افسردگی و علایم اختلال حرکتی مثل پارکینسون در فرد ظاهر می شود.


این ماده به صورت داخل بینی و خوراکی و داخل رگ و کشیدنی مصرف می شود و بلافاصله بعد از مصرف حالتی به نام rush یا flash در فرد ایجاد می گردد و افراد به سرعت اعتیاد پیدا می کنند و مجبورند هر روز مقدار مصرف را زیاد کنند.


مصرف این ماده می تواند باعث کاهش اشتها برای روزها، افزایش تعداد تنفس، افزایش فعالیت فیزیکی، افزایش دمای بدن و تحریک پذیری و بی خوابی گیجی، لرزش و تشنج، اضطراب و بدبینی و خشونت را سبب شود. که تشنج و افزایش زیاد دمای بدن باعث مرگ افراد می گردد. همچنین با صدمه روی عروق باعث سکته های مغزی و قلبی می گردد.


یکی از عوارض روانی آن ایجاد بیماری روانی شبیه اسکیزوفرنی است شامل توهمات بینایی و شنوایی و بدبینی و پرخاشگری است.


مصرف این ماده به تدریج در بین حیوانات افزایش دارد طبق بررسی در سال 2004 میلادی در ایالات متحده آمریکا 6.2% از دانش آموزان دبیرستانی حداقل یکبار مصرف شیشه را تجربه کرده اند.


متاسفانه افرار شیاد تبلیغ این ماده را در ایران با عنوان نشئه آور ولی بدون اعتیاد عنوان می کنند ولی این طور نیست و علاوه بر اعتیاد می تواند مرگ آور باشد.


اطلاع رسانی و معرفی صدمات جسمانی و روانی جدی این ماده از طریق رسانه های عمومی می تواند از گسترش مصرف این ماده خطرناک جلوگیری نماید.


شیشه
نام اصلی این مواد آیس به معنای یخ می باشد. دلیل اصلی نام گزاری این مواد این است که چون در مجاورت حرارت قرار می گیرند همانند یخ بخار می شوند. شیشه در رده آمفتامین ها است و خاصیت محرکی دارد. مت آمفتامین از مشتقات کلاسیک آمفتامین است و در آزمایشگاههای غیرقانونی از داروهای ساده و ارزان ساخته می شود .این ماده با اشکال مختلف خوراکی، تزریقی یا استنشاقی و تدخینی ( مانند سیگار ) استفاده می شود. کریستال ماده ای شدیداً اعتیاد آور است و به شکل پودری سفیدرنگ، بدون بو و تلخ وجود دارد که به راحتی در نوشابه های الکلی و غیرالکلی حل می شود .این ماده نیز مانند اکس ، تاثیرات خطرناکی بر سلامتی انسان دارد. افت حافظه، پرخاشگری و تهاجم ، رفتارهای جنون آمیز و آسیب های قلبی و مغزی از عوارض مصرف آن است.با مصرف این ماده حالاتی مثل هیجان زدگی ، بی تابی ، تکلم صحیح و تند ، کاهش خواب و اشتها و افزایش فعالیت های فیزیکی به وجود می آید. هیجانات جنسی یکی از علل ترغیب کننده جوانان برای مصرف این مواد است. لیکن به مرور این مواد اثرات مخربی بر قوا و عملکرد جنسی افراد مصرف کننده دارد .از عوارض خطرناک دیگر ، انتقال بیماریهای عفونی مثل هپاتیت و ایدز می باشد.


طرز مصرف
شیشه توسط پایپ که یکی از لوازم آزمایشگاهی است کشیده می شود. مقدار خیلی کمی از شیشه را داخل گودی پایپ ریخته زیر آن را حرارت می دهند که در اثر این حرارت شیشه بخار شده و مورد استفاده قرار می گیرد.


آثار مصرف
- احساس سرزندگی و سرحالی - افزایش ضربان قلب
- افزایش توانایی جنسی - افزایش هوشیاری
- افزایش اشتها - کاهش خواب و آرامش
- پرحرفی - تولید افکار بدبینانه
- بیقراری - خلق تحریک پذیر
- شیشه باعث افزایش شدید میل جنسی در خانم ها می شود - افزایش فعالیت بدنی
عوارض مصرف ترک(خماری):
- پرخاشگری - کاهش توانایی جنسی
- عدم کنترل روانی - انواع اختلالات پارانویی( بدبینی)
- ایجاد وابستگی روانی شدید - احساس گم گشتگی( چیزی گم کردن)
- مرگ مغزی - اختلال اسکیزوفرنی(ازنوع آشفته)
- خلق تحریک پذیر - عصبی بودن وبهانه جویی
- احساس گم گشتگی( چیزی گم کردن) - احساس بی حوصلگی
- احساس کسلی و سستی ( کم انگیختگی)
ملاحظات:
• در مورد کسانی که شیشه مصرف می کنند باید این نکته را یاد آور شد که اگر فرد خوشحال باشد، بعد از مصرف شیشه خوشحال تر می شود و اگر ناراحت باشد بعد از مصرف شیشه این ناراحتی تشدید می شود زیرا شیشه این خاصیت را دارد که به احساس فرد شدت می بخشد( اصطلاح فاز چسباندن).


• نکته مهم دیگر در مورد شیشه این است که شیشه بخاطر ترکیب شیمیایی پیچیده ای که دارد می تواند اثر مخدرها را طولانی تر کند و فرد بعد از مدتی که از مصرفش گذشت شدیدا به مواد مخدر خصوصا هروئین وابستگی پیدا می کند.


• این نکته به غلط در بین جوانان و اکثر خانم ها باب شده است که چون شیشه اعتیاد ندارد برای بدن سازی بسیار مفید است زیرا فرد بعد از مصرف شیشه، فعالیت بدنیش زیاد شده این فعالیت بدنی شدید و خستگی ناپذیر باعث لاغری وتناسب اندام وی می شود که این باور شدیدا اشتباه می باشد.


• تصور غلط در بین اقشار مختلف مردم که معتقدند مصرف شیشه برای درمان افسردگی مناسب است

قناعت از ماده قنع گرفته شده است . از نظر لغوی : به معنای اکتفا کردن به اندک از آنچه مورد نیاز انسان است.  

ماده مخدر شیشه چیست نوشته یک معتاد سابق و یک انسان سالم ... 

پاک کردن خاطرات اعتیاد به مخدر متامفتامین (شیشه ) راهگشای ... 

اثرات غسل فراموشی در درمان اختلال استرس پس از سانحه ...

  • سایلوسین Psilocin 4-HO-DMT,
  • ماده مخدر شیشه چیست نوشته یک معتاد سابق و یک انسان سالم امروز
  • شناخت هفت شهر عشق و عرفان های جدید برای کسب معرفت وشناخت الهی بر اساس نوربیوشیمی مغز انسان
  • زنی 32 ساله هستم که به تازگی ازدواج کردم اما در عکس رنگی از رحم نشان داده که لوله های رحمی من بسته است چرا !


  • نوشته شده در تاریخ 1393/10/16 توسط رضا
     
    تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک