چاپلین به دخترش نوشت:
تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی ، بدنت را عریان نکن .
هرگز چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن
قلبت را خالی نگاه دار و اگر روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی
سعی کن فقط یک نفر باشد و به او بگو:
تو را کمتر از خدا و بیشتر از خودم دوست دارم زیرا به خدا اعتقاد و به تو نیاز دارم
شما بودید چه واکنشی نشان میدادید؟
پس
از ۱۱ سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را
بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدودا دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک
دارو را وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده
بود، به همسرش گفت که در بطری را ببندد و آن را در قفسه قرار دهد. مادر
پرمشغله موضوع را بهکل
فراموش کرد.